بحث دربارهٴ كانيگري در سدههاي دوازدهم و سيزدهم، دشوار است. صورتهاي مختلف كانيگري به زمانهاي بسيار قديم مربوط ميشود -- پيش از تاريخ -- و فن استخراج معادن در طي اعصار، در نقاط مختلف زيادي مورد استفاده قرار گرفت، مثلاً ما از اوضاع كانيگري در سدهٴ پنجم قم، اطلاعات بهتري داريم (ج 1، ص 121). تكنگاريهاي زيادي دربارهٴ كانيگري قرون وسطا در برخي نقاط آلمان و كشورهاي ديگر داريم ولي معلومات مربوط به استخراج معادن هرگز تدوين نشده بود و بسياري از اسناد موجود مربوط به بعد از عصر مورد بحث است.
35. گياهنامهها. موضوع گياهنامهها را نميتوان از كتابهاي ادويهٴ مفرده جدا كرد. در آن ايام مشكل بتوان علم گياهشناسي را بدون اغراض جانبي تصور كرد؛ تنها بارقههاي كوچكي از آن را در اينجا و آنجا ميبينيم. گياهان را اغلب براي خواص طبيشان گرد ميآوردند. گياهنامههايي كه در آنها اين خواص توصيف شده بود، همراه با وسايل مختلف تشخيص هرگياه، شامل داروهاي ديگري هم بود كه از كانيها و جانوران به دست ميآمد، ولي داروهاي گياهي چندان زياد بودند كه جانمايهٴ اصلي و همچنين نام -- اين مجموعهها را به خود اختصاص ميدادند. بيان تاريخ كامل اين گياهنامهها موجب گرفتاري زيادي ميشود، چون اين آثار طبعاً جنبهٴ التقاطي داشت و مستلزم تداخل موضوعهاي مختلف بود. مثلاً يك گياهنامهٴ عربي، كه حاوي عناصر عربي بود، ممكن بود در تأليف عربي ديگري نفوذ كند، وقس عليهذا. با در نظر گرفتن اين محدوديتها بهتر است سنتهاي گياهنامهنويسي را به پنج دسته تقسيم كنيم: الف) لاتيني؛ ب) يوناني؛ ج) عربي؛ د) سانسكريتي؛ ه) چيني و ژاپني. سه تاي اولي فقط تا حدي مستقلاند؛ ميتوان چنين فرض كرد كه چون حلقههاي يك زنجير در سطوح زماني مختلفي بهيكديگر متصل شدهاند.
الف) سنت لاتيني. رسالهٴ كوچك در باب گلها منسوب به ادوي موني احتمالاً مقدم بر عصر مورد بحث است. اين رساله نقطهٴ شروع مناسبي بود در زمينهٴ گياهنامههاي لاتيني؛ همچنانكه كتاب جواهر ماربُد در مورد جواهرنامهها چنين بود. معلومات گياهشناسي مكتب سالرنو بهوسيلهٴ سه اثر به بهترين صورت معرفي شده است: قرابادين صغير منسوب به شخصي به نام استاد نيكولاس؛ رسالهٴ
جامعالاطراف تأليف ماتايوس پلاتياريوس؛ و راهنماي تندرستي. رسالهٴ دومي در واقع شرح رسالهٴ اولي است (اين هر سه رساله تقريباً به آثار طبي متعلق است ولي حد فاصل آنها را نميتوان تعيين كرد). قرابادين سالرنويي از مآخذ قديم و اوايل قرون وسطا اقتباس شده است، با افزودههاي عربي و غيره. يك سدهٴ بعد، انعكاس قرابادين سالرنويي را در آثار هنريك هارپستراينگ، قديميترين نويسندهٴ آثار پزشكي اسكانديناوي، ميتوان ملاحظه كرد. رايجترين شرح بر
دارونامهٴ سالرنويي را پزشك بلژيكي ژان سنت آماندي در پايان عصر مورد بحث ما، هنگامي كه در پاريس تدريس ميكرد، نوشت.
قديميترين نويسندهٴ آثار پزشكي آلماني، يعني قديميترين كسي كه ميشناسيم، زني بود